تبلیغات

کانون فرهنگی هنری آیت ا... نورالهدی شهر مود - حق طلاق در اسلام

کانون فرهنگی هنری آیت ا... نورالهدی شهر مود

سال«اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی» گرامی باد

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ کانون فرهنگی هنری آیت ا... نورالهدی شهر مود خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به کانون آیت الله نورالهدی شهر مود می باشد استفاده از مطالب باذکر نام وبلاگ بلامانع است.


             

یکی از احکام اسلام که کم بیش مورد انتقاد برخی از افراد است و از طرف گروه های طرفدار حقوق زنان و برابری حقوق زن و مرد مطرح می شود ، حق طلاق برای مردان است.

در اسلام بر طبق آیات قرآن و احادیث و سنت امامان و پیامبر ، حق طلاق برای مردان است.
با رجوع به آیات قرآن و احادیث و سنت پیامبر و امامان به روشنی مشخص می شود که اسلام حق طلاق در یک کانون خانواده را برای مردان قرار داده است. (1)

چند سوال
چرا اسلام حق طلاق را به مردان داده است ؟
آیا دادن حق طلاق به مردان تبعیض نیست ؟
آیا اسلام حقوق زنان را نادیده گرفته است ؟
چرا باید حق فسخ تعهد ازدواج فقط برای مردان باشد ؟
چرا زنان نباید حق طلاق داشته باشند ؟
آیا بهتر نبود ، زن و مرد هر دو حق طلاق را داشتند ؟
چرا یک زن باید به زور همسر یک مرد بماند ، چون حق طلاق برای مرد است ؟

مسلم است احکام اسلام بی دلیل و منطق نیست و حکم ، حق طلاق برای مردان نیز خالی از حکمت نیست و نشان دهنده عمق توجه اسلام به فطرت و روحیات و خصوصیات زن و مرد است و این نکته که اسلام برای خانواده و تحکیم خانواده و پیمان مقدس ازدواج تا چه اندازه اهمیت قائل است و احکامی را برای تداوم و سلامت این پیمان و خانواده تعیین کرده است که یکی از ان ها دادن حق طلاق به مردان است.

اگر به صورت سطحی نگاه کنید و خیلی ساده و بدون تامل شعار برابری حقوق زن و مرد را در نظر بگیرید ، در می یابید که حق طلاق باید برای زن و مرد یکسان باشد ، چرا که زن و مرد دارای حقوق یکسانی در زندگی زناشویی هستند و هر دو باید حق طلاق داشته باشند و دادن حق طلاق به مردان یک تبعیض و ظلم به زنان است.

فلسفه احکام اسلام بسیار عمیق است و تمامی احکام اسلام منطبق بر فطرت زن و مرد است.
حکم حق طلاق برای مردان ، از طبیعت و فطرت زن و مرد نشات می گیرد و بر اساس فطرت و درونیات و روحیات زن و مرد تعیین شده است.


طبیعت و فطرت زن و مرد
- مرد و زن به صورت طبیعی و فطری خصوصیات منحصر به فردی دارند.
- مردان تمایل دارند شریک زندگی خود را انتخاب کنند و زنان برعکس ، بیشتر تمایل دارند انتخاب بشوند. حتی در مورد حیوانات نیز غالبا جنس نر طالب جنس ماده است.
- مردان تمایل دارند علاقه و احساسات خود را ابراز کنند و از زن پاسخ دریافت کنند و زنان بر عکس ، تمایل دارند به انها ابراز علاقه و محبت شود و انها نیز متقابلا ابراز احساسات کنند. شاید شنیده باشید که به مرد ها توصیه می شود که جمله " دوستت دارم " را به زن خود بگویند چرا که زنان این ابراز علاقه را دوست دارند و به سبب ان پاسخ می دهند.
- طبیعت مرد ، ناز کشیدن و ابراز علاقه را می پسندد و طبیعت زن ، ناز کردن و دل ربایی را.
- زنان زود تر می رنجند و  ظریف تر و احساسی تر تصمیم می گیرند. البته ظریف بودن و احساسی بودن برای زنان نقص محسوب نمی شود ، بلکه یک خصوصیت زیبای زنانه و مادرانه است.

با کمی دقت در تفاوت های زن و مرد و خصوصیات و روحیات انها به خوبی در می یابیم که بسیاری از روابط شکل گرفته در بین انسانها تحت تاثیر این ویژگی ها و تفاوت ها می باشد.
اسلام نیز طبیعت و خصوصیات زن و مرد را خوب می شناسد و در احکام خود ان ها را لحاظ کرده است.


چرا اسلام حق طلاق را به مرد داده است ؟
دین اسلام با توجه به طبیعت و فطرت زن و مرد و نحوه ارتباط ان ها و پیوند زناشویی بین انها ، حق طلاق را به مرد می دهد و حق طلاق را حق طبیعی مرد می داند. البته این حق در مواردی به زن نیز داده می شود. (2)

برای این مطلب چند دلیل منطقی و منطبق بر فطرت و طبیعت زن و مرد وجود دارد.

- قبل از پیوند ازدواج بر حسب فطرت و طبیعت ، مرد از زن خواستگاری می کند ، این خواستگاری به این معنا است که مرد ، ان زن را انتخاب کرده است و احساس می کند می تواند در کنار او و با او زندگی کند. بر اساس کشش طبیعی ، مرد طالب زن است و زن مطلوب مرد ، و زن حق انتخاب دارد که او را برگزیند. زن نیز بر اساس فطرت و طبیعت خود و  ابراز علاقه و درخواست مرد ، یا او را به عنوان زوج خود بر می گزیند و یا رد می کند. وقتی انتخاب و پیمان به این صورت و بر حسب فطرت و طبیعت هر دو انجام می گیرد ، مسلم است تا زمانی که مرد طالب زن باشد و زن مطلوب او ، این کشش و جاذبه در مرد وجود دارد و زن نیز که بر اساس ابراز علاقه و درخواست مرد این پیمان را پذیرفته است ، بر پیمان خود باقی خواهد ماند. اما زمانی که به هر دلیلی ، این طلب و خواست در مرد خاموش شود و زن دیگر مطلوب مرد نباشد ، اصل و اساس شکل گیری این رابطه و پیوند متزلزل شده است ، در این جا اسلام در ابتدا دعوت به اصلاح و رفع مشکل می کند اما زمانی که یقین حاصل شود که این میل و طلب در مرد از بین رفته است و زن دیگر مطلوب مرد نیست ، اسلام حکم طلاق را ارائه می کند و چون مرد بر اساس ساز و کار طبیعت و فطرت ، نقشی محوری و اساسی را در شروع این زندگی و پایان ان دارد لذا ، حق کسستن این پیمان به مرد داده شده است.
تا زمانی که طلب و خواست در مرد وجود دارد ، زندگی دارای حیات است و زمانی که این طلب در مرد از بین برود ، زن نیز خود به خود از زندگی سرد می شود ، چرا که در ابتدا ، علاقه زن و قصد زناشویی او ، بر اساس خواست و طلب مرد و ابراز علاقه ی او ، شکل گرفته است. اما زمانی که زن از زندگی سرد شود و مرد هنوز طالب زن باشد ، همانند زمان شروع زندگی است که مرد طالب زن بود و زن او را انتخاب کرده است ، در این شرایط ، امکان سامان گرفتن زندگی وجود دارد.
اسلام به سبب نقش مرد در شکل گیری پیمان ازدواج ، حق طلاق را به مرد می دهد.

- مرد پس از ان که زن درخواست او را برای پیوند زناشویی قبول کرد ، بخشی از مال خود را به عنوان هدیه و پیکشش ، به نام مهریه به زن می دهد. یعنی مرد بخشی از مال خود را به نشانه ابراز علاقه و میزان تمایل او به زندگی زناشویی ، با میل و رضای خود ، به زن تقدیم می کند و از زن انتظار دارد که همسر و همراه او باشد. اگر ازدواج دائم باشد مرد انتظار دارد که او تا اخر عمر همسر او باشد و اگر ازدواج موقت باشد ، انتظار دارد که تا پایان مدت مقرر شده همسر او باشد.
پس از طلاق و جدایی مرد تا پایان عده ، باید نفقه زن را بپردازد که این نیز برای مرد از نظر مالی هزینه دارد.
با کمی دقت در می یابید این پیوند و فسخ ان ، از نظر مالی برای مرد هزینه دارد و در ازای این پیوند بخشی از مال خود را پیشکش کرده است و بخشی هم به عنوان نفقه پرداخت می کند ، پس بسیار منطقی است که مدت این زناشویی فقط توسط مرد قابل تغییر باشد چرا که از نظر مالی فسخ این پیمان برای مرد ضرر و زیان خواهد داشت اما برای زن از نظر مالی نه تنها ضرری نخواهد داشت ، بلکه مالی را به عنوان مهریه و نفقه دریافت می کند.
با کمی تفکر خواهید دید که زمانی که مرد برای این پیمان از نظر مالی هزینه کرده است روا است حق طلاق هم به او داده شود.
دادن حق طلاق به مرد از بسیاری از سو استفاده ها جلوگیری می کند. اگر حق طلاق دو طرفه بود ، زنان سود جویی هم پیدا می شدند و فقط به جهت دریافت مهریه ازدواج می کردند و سپس درخواست طلاق می کردند . دادن حق طلاق به مردان از این نوع سود جویی ها جلوگیری خواهد کرد.

- زنان دارای احساسات ظریف و حساسی هستند و همین خصوصیت ممکن است باعث تصمیمات عجولانه و غیر منطقی شود . زنان در مقایسه با مردان در مشکلات و مسائل زندگی زودتر رنجیده شوند و ممکن است در مورد مسائل و مشکلات زندگی ، چنان احساساتی تصمیم بگیرند که در نهایت به خود و زندگی مشترک خود اسیب بزنند. در مورد حق طلاق نیز این خصوصیات زنان در نظر گرفته شده است و برای حفظ و بقای کانون خانواده و اسیب های احتمالی ، حق طلاق به مردان داده شده است.

با کمی تامل خواهید دریافت که حق طلاق به معنی سلطه مرد بر زن ، کالا قرار دادن زن ، مالکیت مرد ، ضایع کردن حق زن ، کوچک شمردن زن و ... نیست. از نظر اسلام زندگی میدان جنگ نیست ، ازدواج ، رابطه مملوک و مالک نیست ، ازدواج مقدس است ، زندگی زناشویی با ارزش و محترم است و ساز و کار این پیمان و فسخ ان باید بگونه ایی باشد که کمترین تهدید را برای کانون خانواده داشته باشد ، از این رو اسلام با قرار دادن احکامی در مورد ازدواج ، مهریه ، نفقه ، و حق طلاق به مردان ، سعی در تحکیم این پیمان مقدس دارد.
هدف اسلام از دادن حق طلاق به مردان ، برتری مردان یا مملوک قرار دادن زنان و یا ضایع کردن حق زنان نیست بلکه هدف اسلام  ، حفظ کانون خانواده بر اساس فطرت و طبیعت زن و مرد است ، اسلام با شناخت کافی بر طبیعت زن و مرد و مسائل مربوط به انها ، حق طلاق را به مردان داده است.

سخن اخر
اگر اسلام برای پیوند مقدس ازدواج ، حکم طلاق ارائه می کند و حق طلاق را به مرد می دهد ، فقط و فقط به سبب فطرت و طبیعت زن و مرد و نقش زن و مرد در شکل گیری و حیات زندگی زناشویی است.


پاورقی
--------------------------------------
(1)
وَ إِنْ عَزَمُوا الطَّلاقَ فَإِنَّ اللَّهَ سَمیعٌ عَلیمٌ –  و اگر تصمیم طلاق گرفتند ( مانعی ندارد ، سوگند منحلّ و کفّاره ساقط می شود ) همانا خداوند شنوا و داناست. ( آیه 227 سوره بقره )

وَ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَبَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِکُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ سَرِّحُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ وَ لا تُمْسِکُوهُنَّ ضِراراً لِتَعْتَدُوا وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ وَ لا تَتَّخِذُوا آیاتِ اللَّهِ هُزُواً وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ ما أَنْزَلَ عَلَیْکُمْ مِنَ الْکِتابِ وَ الْحِکْمَةِ یَعِظُکُمْ بِهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلیمٌ -  چون زن ها را طلاق دادید و به انتهای عدّه خود نزدیک شدند ، پس ( یا دوباره رجوع کنید و ) آنها را به خوبی و خوشی نگه دارید و یا ( به ترک رجوع ) به خوبی و خوشی رها سازید ، و هرگز آنان را برای آزار و زیان نگه ندارید تا به آنها تعدی و ستم روا دارید ، و هر که چنین کند پس حتما به خویشتن ستم کرده. و آیات خدا را به مسخره نگیرید و نعمت ( بی حدّ ) خدا را بر خودتان و آنچه را که بر شما از کتاب و حکمت ( احکام شرعی و معارف عقلی ) فرو فرستاده که شما را بدان پند می دهد به یاد آرید ، و از خدا پروا کنید و بدانید که خداوند به همه چیز داناست. ( آیه 231 سوره بقره )

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا نَکَحْتُمُ الْمُؤْمِناتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ فَما لَکُمْ عَلَیْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَها فَمَتِّعُوهُنَّ وَ سَرِّحُوهُنَّ سَراحاً جَمیلاً -  ای کسانی که ایمان آورده اید ، هر گاه زن های مؤمن را به همسری خود درآوردید سپس آنها را پیش از آنکه با آنان آمیزش کنید طلاق دادید ، پس شما را بر عهده آنها عدّه ای نیست که شمار ( روزهای ) آن را نگاه دارید پس آنها را ( به دادن نصف مهر در صورت تعیین مهریه و به دادن مبلغی درخور شأن آنها در صورت عدم تعیین مهریه ) برخوردار نمایید ، و آنها را به بهترین شیوه رها سازید. ( آیه 49 سوره احزاب )

یا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ رَبَّکُمْ لا تُخْرِجُوهُنَّ مِنْ بُیُوتِهِنَّ وَ لا یَخْرُجْنَ إِلاَّ أَنْ یَأْتینَ بِفاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ وَ تِلْکَ حُدُودُ اللَّهِ وَ مَنْ یَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ لا تَدْری لَعَلَّ اللَّهَ یُحْدِثُ بَعْدَ ذلِکَ أَمْراً - ای پیامبر ، هنگامی که خواستید زن ها را طلاق دهید آنها را به وقت عده طلاق دهید ، ( در زمانی که شروع به عدّه ممکن باشد یعنی از حیض پاک شده و با شوهر همبستر نشده اند ) ، و حساب عدّه را نگه دارید ، و از خدای- پروردگارتان- پروا کنید آنها را ( در دوران عدّه ) از خانه هایشان بیرون نکنید- و آنها نیز بیرون نروند- مگر آنکه عمل زشت آشکاری مرتکب شوند. و اینها حدّ و مرزهای خدا است و هر کس از حدّ و مرزهای خدا تجاوز کند حقّا که بر خویشتن ستم کرده تو ( ای مرد ) نمی دانی ( و آن زن نمی داند ) شاید خدا پس از آن ( طلاق ) کاری ( از نظر صلح طرفین ) پدید آورد. ( آیه 1 سوره طلاق )


(2) از نظر اسلام حق طلاق ، به صورت طبیعی در اختیار مرد است اما می تواند به صورت یک حق قراردادی و تفویضی و یا در شرایط خاص به زن داده می شود.
طلاق تفویضی : اگر در ضمن عقد ازدواج ، مرد و زن توافق کنند زن در صورتى که لازم بداند یا در صورتى که مرد دچار عارضه ‏اى شود ، از جانب مرد وکیل باشد که خود را مطلّقه کند ، زن نیز حق طلاق خواهد داشت ، که تحت نام طلاق تفویضی صلاحیت طلاق به زن انتقال پیدا میکند .
تفریق : اگر زن درخواست طلاق کند و با ادله و دلایل مورد قبول ، از طریق محاکمه قضایی طلاق خود را بگیرد ، تفرق گفته می شود.




طبقه بندی: مذهبی، اجتماعی،
برچسب ها:حق طلاق در اسلام، طلاق، کانون فرهنگی هنری آیت ا... نورالهدی مود، مسجد امام جعفر صادق(ع) مود،

[ جمعه 16 خرداد 1393 ] [ 06:40 ب.ظ ] [ مدیر وبلاگ (حسین محمودی) ]

[ نظرات() ]