تبلیغات

کانون فرهنگی هنری آیت ا... نورالهدی شهر مود - توصیه های مقام معظم رهبری به زوج های جوان پیش از خواندن خطبه عقد

کانون فرهنگی هنری آیت ا... نورالهدی شهر مود

سال«اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی» گرامی باد

با سلام ... ورود شمارا به وبلاگ کانون فرهنگی هنری آیت ا... نورالهدی شهر مود خوش آمد میگویم ... برای مشاهده کامل مطالب از آرشیو مطالب وبلاگ استفاده کنید تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به کانون آیت الله نورالهدی شهر مود می باشد استفاده از مطالب باذکر نام وبلاگ بلامانع است.

                   اردواج

بسیاری از دختران و پسران جوان مایلند که مراسم عقد ازدواج آنها در جوار یک مکان مذهبی برگزار شود و یا عاقد خاصی خطبه عقد بین آنان را جاری کند؛ تا به برکت این فضای معنوی و آن نفس مسیحایی، زندگی شا ن از آغاز، رنگ و بویی معنوی و الهی به خود گیرد.

«قبل از این که صیغه عقد را جاری بکنیم؛ چند جمله به عنوان تذکر برای عروس ها و دامادها عرض می کنیم». اینها بیانات رهبر انقلاب است که لحظاتی بعد، خطبه عقد زوج جوانی را که شرایط خاص وی و مهریه کمتر از 14 سکه طلا را پذیرفتند، جاری ساخت. با هم از توصیه های رهبر فرزانه انقلاب بهره مند می شویم:

نکته اول

این است که در کار ازدواج و این مراسم و رسم و سنتی که در اسلام و در همه ادیان و در بشریت وجود دارد، به نظر اسلام، آن چیزی که اصل و محور است، تشکیل کانون خانوادگی است. از نظر اسلام، خانواده، یک رکن بزرگ است؛ اگر باشد و سالمش باشد و تربیت درست باشد، در پیشرفت کار جامعه، به صورتی که اسلام می خواهد، تأثیر زیادی دارد. اسلام می خواهد این کانون تشکیل بشود و به وجود بیاید.

هنر ادیان - و بیشتر از همه اسلام - در این است که غرایز جنسی و غریزه زوج طلبی انسان را - که غیر از غریزه جنسی است - در خدمت تشکیل خانواده قرار داده و کاری کرده اند که کانون خانواده، با پشتوانه غریزه جنسی، یا با پشتوانه آن غریزه دیگر - که از غریزه جنسی عمومیتش بیشتر است - تحقق پیدا کند و باقی بماند. بعضی ها ممکن است در سنین خاصی نیاز جنسی هم نداشته باشند؛ اما نیاز به زوج طلبی را دارند و می باید زوجی از جنس مخالف را داشته باشند؛ زن و مرد فرقی نمی کند. سکن، مایه آرامش است. ادیان - و بیش از همه اسلام - اینها را پشتوانه تشکیل خانواده قرار داده اند.

اگر انسان ها رها بودند که غریزه جنسی را هر طور می خواهند، اشباع کنند، یا خانواده تشکیل نمی شد، یا یک چیز سست و پوچ و تهدیدپذیر و ویرانی پذیر می شد و هر نسیمی او را به هم می زد؛ لذا در هر جای دنیا که می بینید آزادی های جنسی هست، در آن جا به همان نسبت، خانواده ضعیف است؛ چون مرد و زن برای اشباع این غریزه، احتیاجی به این کانون ندارند؛ اما در آن جاهایی که دین حاکم است و آزادی جنسی نیست، این جا همه چیز برای مرد و زن هست؛ لذا این، حفظ و نگه داشته می شود.

اصل قضیه، این است که باید کانون خانواده به وجود بیاید. اسلام این را خواسته است. شما یک دختر از جایی و یک پسر از جای دیگری می آیید و با یکدیگر آشنا و متصل می شوید؛ یک خانواده به وجود می آید. این خانواده، منشأ خیراتی است. در اداره کشور و اداره انسانیت، کارهای عظیمی به عهده این خانواده است. این، چیز بسیار مهمی است. شما باید این را مواظب باشید و حفظ کنید.

با این کلمات عقدی که می خوانیم - که یک امر اعتباری است - یک علقه اعتباری بین شما به وجود می آید. باید همه همت دختر و پسر این باشد که این را حفظ کنند. مبادا با گله ها، با دلخوری ها، با افزون طلبی و پُرتوقعی ها، با بی محبتی ها و گاهی با دخالت های دیگران و از این قبیل، این کانون، سست بشود. آن چیزی که مهم است، این است. هم دختر و هم پسر، سعی کنند که این علقه زوجیت را حفظ کنند. چگونه می توانید این علقه را حفظ کنید؟ البته آدم های عاقل و زیرک و با احساس و باوجدان صادق، راهش را پیدا می کنند. این، با اطمینان و با محبت متقابل، حفظ می شود. زن به مرد تحمیل نکند و زور نگوید؛ مرد هم به زن زور نگوید و افزون طلبی نکند؛ مثل دو

رفیق و مثل دو شریک، با هم صمیمی باشند؛ تا این کانون خانواده، حفظ بشود.

نکته دوم

این است که در ازدواج، اصل قضیه، یک امر انسانی است؛ نه یک امر مادّی، اسلام، مهریه را قرار داده است؛ اما مهریه، این را به صورت یک معامله دادوستدی نمی کند. این جا دادوستدی نیست؛ بلکه طرفین در یک جای مشترک، سرمایه گذاری می کنند. این طور نیست که شما مثل خرید و فروش، یک چیز بدهید و یک چیز بگیرید. نه، این جا چیزی دادن و چیزی گرفتن نیست؛ بلکه هر دو نفر، موجودی خودشان را در صندوق و کاسه مشترکی می گذارند و هر دو از آن استفاده می کنند. در ازدواج، قضیه این است.

بنابراین، نقش مادّیات در این جا باید خیلی ضعیف باشد. ما که می گوییم مهریه ها را سنگین نکنند، از این بابت است. اگر ما گفته ایم که مهریه بیش از فلان مقدار نباشد، معنایش این نیست که اگر بیش از فلان مقدار بود، عقد، باطل یا حرام است؛ نه، جایز هم هست؛ اما کار، غلط است.

بعضی ها چند میلیون تومان مهریه می گذارند؛ یعنی ازدواج را که یک امر انسانی است، به یک دادوستد و به یک کار بازاری و معامله گری تبدیل می کنند. این، تحقیر و توهین به نقش و شأن انسانیت در ازدواج است. این، کار غلطی است.

بعضی ها هم ازدواج را که یک امر عاطفی و انسانی و وجدانی است، به صحنه تفاخر تبدیل می کنند؛ مثلاً می گویند که جهیزیه ما این چیزها را داشت؛ آیا جهیزیه دختر شما هم اینها را دارد؟ تفاخر و تنافس! یا مثلاً می گویند که ما عقدمان را در فلان سالن گرفتیم؛ البته حالا متأسفانه مرسوم شده است در هتل ها می گیرند که کار بسیار بدی است و حتّی گاهی شنیده یا دیده می شود که بعضی افرادی هم که از آنها توقع نیست، برای تفاخر به همدیگر، مراسم عقد خود را در هتل ها و سالن ها می گیرند؛ نه، مراسم عقد را در اتاق خانه و حیاط منزل خودتان و یا همسایه تان بگیرید و مردم را دعوت کنید؛ همین طور که همیشه بوده است. این گونه محیط ها، یک محیط انس خانوادگی است. عده ای دوست، عده ای قوم و خویش، عده ای همردیف های دختر یا پسر، دوستان مدرسه، دوستان پسر در محیط کار یا مدرسه، جمع می شوند و شادی و خوشی می کنند. این، درست است.

این که ما این جا را صحنه تفاخر قرار بدهیم، غلط اندرغلط است؛ هم محیط ازدواج را آلوده به مادّیات می کند و هم این صحنه پاک و لطیف وجدانی را صحنه تفاخرها و تنافس ها و زیاده روی ها می کند و بعد هم این دختر و پسر از اول عادت می کنند که بایستی زندگی آنان بر تجمل و تشریفات بگذرد؛ چرا؟ بگذارید از اول به یک زندگی متوسط، عادت کنند.

تجملات برای یک جامعه، مضر و بد است. آن کسانی که با تجملات، مخالفت می کنند، معنایش این نیست که از لذت ها و خوشی هایش بی اطلاعند؛ نه، کار مضری برای جامعه است؛ مثل یک دارو یا یک خوراکی مضر. با تجملات زیاد، جامعه زیان می کند؛ البته در حد معقول و متداول، ایرادی ندارد؛ اما وقتی که همین طور مرتب پای رقابت و مسابقه به میان آمد، اصلاً از حد خودش تجاوز می کند و به جاهای دیگری می رود و این برای جامعه، مضر است. حالا چنانچه ما آن کار مضر را در عرصه ازدواج بیاوریم و بخواهیم از آن استفاده کنیم، این دیگر غلط اندرغلط خواهد شد و بسیار بد است.

این میهمانی های پُرسروصدا و هتل گرفتن ها و خرج های زیاد، کار آن طاغوتی ها بود. اخیراً در روزنامه هم موردی را نوشته بودند، که چه قدر خوب کردند که نوشتند؛ تامردم بفهمند که این کارها زشت است. ماها همیشه در خانه های خودمان - یک اتاق، دو اتاق - عقد و عروسی می گرفتیم. اگر هم نداشتیم، از همسایه قرض می گرفتیم. مقداری شیرینی و میوه چیده می شد؛ می گفتیم؛ می خندیدیم؛ شوخی می کردیم و خیلی هم خوش می گذشت؛ البته آن طاغوت ها و آدم های بدی که بحمداللَّه ازاله شدند، این طور برگزار نمی کردند. آنها به این وضع قانع نبودند؛ در آن هتل ها می رفتند و میهمانی های پُرخرج و چنین و چنان برپا می کردند.

حالا ما که بر سر کار آمده ایم، نباید کار آنها را تکرار بکنیم. اگر تکرار بکنیم، ما هم مثل آنها می شویم... باید بنا را بر سادگی گذاشت. جهیزیه ها را ساده بگیرید. اگر جهیزیه، نیازهای دختر را تأمین می کند، خوب است؛ اما به سمت تجملات نرود.

نکته سوم

این است که بنای کار ازدواج، بر سازش دختر و پسر است؛ باید با هم بسازند. این «با هم بسازند»، معنای خیلی عمیقی دارد. من یک وقت خدمت امام رفتم؛ ایشان می خواستند خطبه عقدی را بخوانند؛ تا من را دیدند، گفتند شما بیا طرف عقد بشو. ایشان برخلاف ما - که طول و تفصیل می دهیم و حرف می زنیم - عقد را اول می خواندند و بعد دو، سه جمله کوتاه صحبت می کردند. من دیدم ایشان پس از این که عقد را خواندند، رویشان را به دختر و پسر کردند و گفتند: بروید با هم بسازید. من فکر کردم؛ دیدم که ما این همه حرف می زنیم، اما کلام امام در همین یک جمله «بروید با هم بسازید»، خلاصه می شود! حالا ما هم عرض می کنیم که شما دختران و پسران، بروید با هم بسازید. سازش، اصل است. هر چیزی که با ساختن عروس و داماد، دختر و پسر، زن و شوهر، منافات دارد، بایستی بیگانه تلقی بشود. این را اصل قرار بدهید؛ تا ان شاءاللَّه خداوند متعال، برکاتش را بر شما نازل کند.

امیدواریم که خداوند، ان شاءاللَّه، این عقدهایی را که می خوانیم، مبارک کند؛ این دختران و پسران، محیط های شادی را به خانواده ها بیاورند؛ و خداوند، نسل طیب و طاهری هم به آنها عنایت کند.

پی¬نوشت:

سخنان مقام معظم رهبری در مراسم اجرای خطبه عقد ازدواج، 20/04/1370.





طبقه بندی: فرهنگی، دیدگاههای رهبری، اجتماعی،
برچسب ها:ازدواج، توصیه های مقام معظم رهبری در مورد ازدواج، ازدواج آسان، کانون فرهنگی هنری آیت ا... نورالهدی مود، مسجد امام جعفر صادق(ع) مود،

[ شنبه 8 شهریور 1393 ] [ 09:14 ق.ظ ] [ مدیر وبلاگ (حسین محمودی) ]

[ نظرات() ]